پژوهش ها حاکی از آن است که دلیل بی وفایی افراد به گذشته آنان برمیگردد ،مانند سابقه بی وفایی والدین یا طرز تفکری که زن و مرد راجع به جنس موافق دارند. مردانی که فکر میکنند زنان را باید شکار کرد و زنانی که فکر میکنند بدون مردان هیچ اند، احتمال بی وفایی در آنها بالاست.

پژوهش ها حاکی از آن است که دلیل بی وفایی افراد به گذشته آنان برمیگردد ،مانند سابقه بی وفایی والدین یا طرز تفکری که زن و مرد راجع به جنس موافق دارند. مردانی که فکر میکنند زنان را باید شکار کرد و زنانی که فکر میکنند بدون مردان هیچ اند، احتمال بی وفایی در آنها بالاست.

شرلی گلاس و توماس رایت در تحقیقات خود دریافتند ، زنان عشق را مقدم بر روابط جنسی میدانند در حالیکه مردان از ابتدا به دنبال برقراری رابطه جنسی هستند. اما این مطلب در مورد همه زنان و مردان صادق نیست. برخی از مردان این گونه رابطه ها را برای ایجاد هیجان و فرار از مسوولیتهای روزمره میخواهند و برخی از زنان رابطه جنسی خارج از روابط زناشویی بدون درگیری عاطفی را یک نوع چالش زندگی محسوب میکنند

برخی علل دیگر که بیشتر از بقیه در بی وفایی موثرند عبارتند از :

ندانستن مفهوم عشق

ناتوانی از مبادله عواطف و نیازها                                           

نداشتن مهارت حل مساله با یکدیگر

نداشتن شناخت صحیح از فردی که با او ازدواج کرده اید

داشتن انتظارات غیر واقعی از ازدواج

کنجکاوی جنسی

نیاز عاطفی

اعتیاد جنسی

ملال و خستگی

نداشتن هیجان و سرگرمی با همسر

غرق شدن در مشغله های روزمره و توجه نکردن به همسر

بحران میانسالی mid life crisis

فرانک پیتمن مولف کتاب “بی وفایی در زناشویی” سه بحران مجزای میانسالی را توصیف کرد ، که غالبا تیر خلاصی در آن بی وفایی افراد است.

او توضیح داد که ابتدا بحران آشیانه تهی موقع بزرگ شدن و ترک آخرین فرزند خانواده روی میدهد

دومین بحران را بحران رسیدن به اوج نامید ، یعنی احساس اینکه فرد به موقعیتی که آرزوی آن را داشته رسیده است و ممکن است امکان دست نیافتن به موقعیت های بالاتر موجب افسردگی یا هراس وی شده و برای همیشه ادامه یابد.

بحران سوم را بحران حقایق زندگی نامید که ممکن است روی بدهد یا ندهد. برخلاف دو بحران قبلی آگاهی از حقایق زندگی زودتر یا دیرتر از میانسالی روی میدهد و مثل دو بحران قبلی تیرخلاصی بی وفایی است. پیتمن میگوید این افراد به برخی از حقایق دردناک زندگی محکم میچسبند : مثل اینکه آنها انسان کاملی نیستند ،همسرشان کامل نیست ،فرزندشان کامل نیست،آنها کنکور زندگی را موفقیت پشت سر نگذاشته اند و نگران این مساله هستند که احتمالا اوضاع بدتر خواهد شد. این بحران نیز موجب اضطراب زیاد یا افسردگی میشود. زمانی که افراد مضطرب یا افسرده هستند ،حداقل برای لحظه ای راه حل هایی طراحی میکنند که به نظر میرسد ،به آنها احساس آرامش میدهد :مثل بی وفایی.

یک باور غلط وجود دارد که میگوید ازدواج باید تمام نیازهای فرد را برطرف سازد لذا مثلا یک زن در صورت بی وفایی همسر خودش را مقصر قلمداد کند و به لحاظ پیشگری بر این عقیده باشد که زنان موظفند که همیشه شوهرانشان را راضی نگه دارند.

اعتیاد جنسی و دون ژوان

اعتیاد جنسی یعنی نیاز وسواس گونه به برقراری روابط جنسی که علل و عوامل آن به قرار زیر میتواند باشد:

احساس حقارت و نداشتن حرمت نفس

داشتن حالتهای شیدایی و سرخوشی

سرکوب احساسات و هیجانات ناخوشایند

باورهای غیرواقع بینانه درباره خود و دیگران

دون ژوانdon juan افرادی با تظاهر به نیاز به ماجراها و روابط جنسی که خود را هایپر سکشوال نشان میدهند و معهذا ،این گونه فعالیتهای جنسی برای پوشاندن احساس حقارت عمیق در آنهاست و البته برخی از آنها تکانه های همجنس گرایی دارند که با تمایل وسواس گونه خود با جنس مخالف آن را انکار میکنند. اکثر آنها پس از وصال جنسی ،علاقه بیشتری به آن نشان نمیدهند.اینها شریک جنسی خود را نه به عنوان انسان بلکه به عنوان یک کالا در نظر میگیرند.

دون ژوان ها شباهت زیادی به معتادین روابط جنسی دارند فقط یک تفاوت عمده با آنها دارند بدین صورت که آنها عقاید منحصر بفردی راجع به خود دارند و غالبا بطور ناخوداگاه از نقایص خود سرخوشند. در حالیکه فرد معتاد به رابطه جنسی احساس گناه و شرم دارد ،ولی دون ژوان ها از رفتارشان احساس راحتی میکنند.

رفتار جنسی معتاد گونه مردان دون ژوان بیشتر تلاشی است در جهت جنگیدن با ترس از تنها ماندن

مثلث عشقی

برخی افراد به دلایلی از جمله ترس از پیامد های اقتصادی جدایی یا تاثیر نامطلوب آن بر فرزندان یا تاثیر طلاق بر روی موقعیت اجتماعی و یا تاثیر آن بر روی والدین مسن شان همچنان به زندگی زناشویی ناخوشایند ادامه میدهند و لذا احساسات منفی پیدا میکنند و در این میان فرد دیگری پیدا میشود که نیازهای برآورده نشده این افراد را در زندگی نامطلوبشان ارضا میکند. اینگونه ازدواج های ناشاد به خودی خود نمیتواند تداوم یابد و فرد سومی برای حمایت اضافه میشود.

بی وفایی تلافی جویانه

گاهی زوج بی وفا رابطه را پاسخی تلافی جویانه به رفتارهای همسر میداند و بر طبق تجارب سالیانه متوجه شدم که زنان بیشتر روابط عاشقانه تلافی جویانه برقرار میکنند،این روابط خالی از لذت میباشند و بیشتر هدفشان ضربه زدن به شوهر خود است.

بی وفایی کاوش گرایانه

زمانی روی میدهد که شخص عمیقا درک کرده که در ازدواجش شکافهای زیادی وجود دارد اما به وضوح تصمیم خود را نگرفته استکه آیا به این ازدواج ادامه دهد یا نه.

بی وفایی به قصد خاتمه ازدواج

در سه نوع بی وفایی قبلی فرد درگیر مطمئن نیست که آیا میخواهد به ازدواج قبلی اش خاتمه دهد یا نه ،اما در روابط فرازناشویی مرده ،زوج درگیر در رابطه عشقی با فردی دیگر ،آماده است که تصمیم نهایی خود را بگیرد ،اگرچه همسرش هنوز از این مطلب آگاهی ندارد.

شیفتگی یا تب عشق

اکثر مردم شیفتگی یا مجذوب شدن در عشق یا تب عشق را با عاشق شدن اشتباه میگیرند. در شیفتگی شما عیب و نقص طرف مقابل خود را نمیبینید و او را در ذهن خود به هر صورتی که میخواهید تصور میکنید در حالیکه این تصویر میتواند واقعی نباشد.

وینستون چرچیل نخستین وزیر بریتانیا یک روز از یکی از بهترین نقاشان خود خواست تا تصویر او را ترسیم کنند ،در حالیکه در بهترین موقعیت نورافشانی نشسته بود به نقاش دستور داد :تصویرم را با تمام زگیل ها و عیبهایش ترسیم کن. میبایست فردی را که برای ازدواج انتخاب میکنید کامل بشناسید و شناخت شما منطبق بر واقعیت باشد یعنی دیدن تمام زگیل ها و تمام عیب و نقص ها

زن و مرد باید بتوانند در مورد این که شیفته کسی دیگری شده اند نیز صادقانه با یکدیگر حرف بزنند و این مساله باعث میشود تا رابطه نزدیکی با یکدیگر برقرار کنند که البته در یک ازدواج سالم این احساس شیفتگی نسبت به فرد دیگر موقتی است و تنها یک خیال و هوس زودگذر است.

معنا و بی وفایی

گاهی اگر زوجی بی وفایی یکی از طرفین را در رابطه تجربه کردند ، ولی در جستجوی معنی برای بی وفایی باشند و با این درد مواجه شوند حتی میتوانند به یکدیگر نیز نزدیکتر شوند. آنها میفهمند که پختگی شخصیتشان افزایش یافته است و برای هم دوستان بهتری میشوند و فاش شدن بی وفایی هرچند که خیلی دردناک است ،ولی به عنوان زنگ خطری جهت ارزیابی مجددو باز آزمایی شرایط زندگی زناشوییشان بوده است

زمان و جستجو برای یافتن معنا دو عامل مهم بعد از خاتمه رابطه نامشروع هستند.

اکثر مردم تصور میکنند که احساس تقصیر و گناه و خجالت و خشم احساسات منفی هستندو میخواهند تا جایی که میتوانند خود را از شر این احساسات بد رها سازند. این عمل تا حدی نادرست است چون اگر اینگونه باشد هیچ کس در فرار از احساساتش بهتر از افراد الکلی و معتاد نیست

هلن با ماشین خود از منزل تا دفتر من یک ساعت رانندگی کرده بود در حالیکه در کل طول مدت رانندگی چراغهای قرمز هشدار ماشینش روشن بود ولی او به انها توجه نکرده بود ، تا اینکه متوجه شدیم موتور ماشین او سوخته است. زندگی شخصی هلن شبیه ماشینش بود. چراغهای قرمز هیجانات منفی درون او همچنان روشن بود ولی بجای انکه او از این احساسات درس بگیرد ، به آنها هیچ توجهی نمیکرد

آرون بک در مطالعاتش متوجه شد که این احساسات و هیجانات منفی نتیجه حس نیست بلکه نتیجه تفکر مغز است.

مردانی که در کودکی آموخته اند “مرد باشند” سعی میکنند از بروز احساساتشان جلوگیری کنند و اغلب احساساتشان را به دو طریق بروز میدهند ۱-خشم۲-رابطه جنسی

هیچ ابزاری در کمک به افراد برای تغییر ،قدرتمند تر از همدلی نیست.

علت اصلی ایجاد روابط نامشروع پنهانی ،ناتوانی زوج برای یادگیری شیوه های حل مساله و حل تعارض یا کشمکش است.

اکثر افرادی که طلاق میگیرند دوباره ازدواج میکنند بنابراین فرزندانشان عضوی از خانواده ای میشوند که کانستانس ان را خانواده دوهسته ای مینامد. یعنی فرزندان علی رغم طلاق والدین با هر دوی آنها بزرگ میشوند و هر والد جدا زندگی میکند.

کارنس گزارش میکند که درصد بسیار بالایی از افراد معتاد به رابطه جنسی ، به لحاظ جنسی عاطفی یا فیزیکی در دوره ای از زندگی خود مورد سواستفاده قرار گرفته اند. این افراد بجای اینکه در مرکز توجه باشند تصور میکنند برای برآوردن نیازهای والدینشان به دنیا آمده اند.

یکی از دلایل برقراری رابطه نامشروع میتواند احساس پوچی باشد ، چون هیجان این رابطه میتواند خلا پوچی را پر کند.

تاثیرات و واکنشهای افشای خیانت

پگی واگان در کتاب خود با نام “اسطوره تک همسری” تاثیرات افشای خیانت بر روی زنانی که روابط نامشروع دارند را تشریح کرده است. اکثر زنان با گفتن اسرارشان به دوستان صمیمی احساس راحتی میکنند ،اما هیجان مثبتی که موقع افشای این راز تجربه میکنند باعث تقویت رابطه نامشروع میشود. آنها سعی میکنند خود را مظلوم و دوست داشتنی جلوه دهند تا دیگران آنها را بخاطر بی وفایی شان سرزنش نکنند.

اما گاهی افراد بخاطر نظام ارزشی ذهنی خود ، ممکن است نسبت به فرد قربانی یا خیانتکار تصور بدی داشته باشند. یکی از مراجعانم زنی بود که متوجه شد در اواخر دهه دوم زندگی اش برخلاف تصورش که فکر میکرد یک زندگی عالی دارد شوهرش به او خیانت کرده است. او تصمیم گرفت تا پیش یکی از بهترین دوستان خود رفته و با او درد و دل کند. دوستش بعد از شنیدن حرفهای او گفت : “بلند شو برو اشکهایت را پاک کن ،این اتفاق برای هرکسی ممکن است پیش بیاید”.در ادامه گفت بعدها فهمیدم آن دوستم در همان زمان رابطه نامشروع داشته است.

گاهی وضع از این هم بدتر میشود ،یکی از مراجعانم به من زنگ زد و گفت وقتی به بهترین دوستش گفته بود که مشکلی در زندگی زناشوییش اتفاق افتاده که میخواهد با او در میان بگذارد ، در جواب به او گفته بود که نمیخواهد چیزی راجع به آن بشنود ،بالاخره معلوم شد که همین بهترین دوستش بوده که با شوهرش رابطه نامشروع داشته است

موارد زیادی نیز گزارش شده است که اگر با دوست غیر همجنس مشورت شود این امر موجب رابطه نامشروع جدید بین قربانی و او میگردد.

مرکز مشاوره آرامش ماندگار

شماره تماس: ۰۵۱۳۸۴۷۰۲۸۷

آدرس: مشهد، احمدآباد، بعثت ۴، طالقانی ۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *