در روابط زوجی  درباره هیجانات منفی بسیار بیشتر از هیجانات مثبت نوشته و مطالعه شده است. با وجودی که تمایز میان هیجانات منفی که مراجعان تجربه و گزارش می کنند به طور معمول روشن نیست، اما خوب است میان احساسات افسرده کننده، احساسات اضطرابی و احساسات خشمگینانه تفاوت قائل شویم.

بسیاری از همسران به جای توصیف اسنادها، استانداردها و سایر شناخت های خود درباره روابط شان بر احساس خود نسبت به همسرشان تمرکز دارند. هیجانات علامت مشخصه روابط صمیمانه ای مانند ازدواج هستند. یکی از دلایل عمده ای که افراد به خاطر آن همسر خود را انتخاب می کنند، احساسی است که نسبت به وی دارند. زمانی که افراد عاشق می شوند، در حضور دیگری احساس شادی و در غیاب وی احساس اندوه و دلتنگی می کنند. با وجودی که این حالات هیجانی شدید به طور عمول تا سالها دوام نمی آورند، پاسخ های هیجانی قدرتمند که با افکار و رفتارهای معطوف به همسر  ورابطه همراه اند، پایدار می مانند.

لازاروس معتقد است هیجانات پیچیده، دارای الگو و واکنش هایی ارگانیسمی درباره چگونگی تلاش ما برای بقا و شکوفایی و دستیابی به خواسته هایمان هستند. هیجانات از این نظر که معنای شخصی و صمیمانه آنچه را که در زندگی اجتماعی ما رخ می دهد، بیان می کنند با تمام سازه های روانی – اجتماعی – زیست شناختی متفاوت اند.

در روابط زوجی  درباره هیجانات منفی بسیار بیشتر از هیجانات مثبت نوشته و مطالعه شده است. با وجودی که تمایز میان هیجانات منفی که مراجعان تجربه و گزارش می کنند به طور معمول روشن نیست، اما خوب است میان احساسات افسرده کننده، احساسات اضطرابی و احساسات خشمگینانه تفاوت قائل شویم.

از دیدگاه شناختی، هر یک از این هیجانات معمولا به تجربه شناختی متفاوتی مرتبط است. احساسات افسردگی و غم به طور معمول نتیجه حسی از فقدان یا عقیم ماندن هدفی مهم است. اضطراب عموما به برانگیختگی ناشی از محرکی خطرناک، تهدید آمیز یا غیر قابل پیش بینی مرتبط است. خشم به طور معمول به حسی از بی انصافی، بی عدالتی یا تجاوز به حریم یا حقوق فرد مربوط می شود.

علاوه بر این سه هیجان عمده منفی ( افسردگی، اضطراب و خشم)، هیجانات منفی دیگری نیز در روابط صمیمانه رخ می دهند. گاتمن معتقد است باید میان احساس خشم و احساس خرده گیری، توهین و تحقیر تمایز قائل شد. ابراز خشم، پیش بینی کننده طلاق نیست، اما در مورد خرده گیری و توهین و تحقیر چنین است. احساسات خرده گیری، توهین و تحقیر به دلیل تمرکز قدرتمند میان فردی شان بسیار ویرانگرند. آنها نشانگر احساس منفی گسترده و نگرش نسبت به همسرند. به این ترتیب خرده گیری،  توهین و تحقیر در بهترین شکل به صورت ملغمه ی هیجانی- شناختی شامل هر دو جزء هیجانی و ارزیابی کننده شناخته می شوند.

با وجودی که خشم نیز معمولا تمرکزی میان فردی دارد، عموما به وقایع یا شرایط مشخص تری وابسته بوده و ادراک عمومی از دیگری را بازتاب نمی دهد. در نتیجه، با وجودی که پژوهشگران، نظریه پردازان و متخصصان بالینی به طور معمول با احساسات خشم، خرده گیری، توهین و تحقیر به گونه ای مشابه برخورده کرده اند، مهم است که احساسات خرده گیری، توهین، تحقیر و خوار شمردن را از احساس خشم متمایز کنیم. پنجمین دسته از هیجانات منفی شامل حسی از خستگی است.

هیجانات منفی نیز مانند هیجانات مثبت نه تنها بر فردی که آنها را تجربه می کند، بلکه در بسیاری از موارد تاثیر منفی بر شریک زندگی یا روابط فرد دارند. در عین حال، بسته به شرایط، احساسات منفی ای که یک فرد ابراز می کند لزوما احساسات مشابهی را در همسرش ایجاد نمی کنند. در عوض ممکن است همسر این فرد، هیجانی مکمل را تجربه نماید. به این معنا که فردی که خسته یا افسرده است، همسرش ممکن است انگیزه پیدا کند فضایی مثبت تر ایجاد نماید. به همین شیوه ممکن است فردی پس از شکست همسرش گرما ونرمی بیشتری نسبت به وی از خود نشان دهد. با وجودی که این هیجانات مکمل یا تقابلی می توانند در برخی موارد مناسب باشند، گاه زمانی که فردی با حس بد همسرش احساس بهتری پیدا می کند، رابطه آسیب رسان می شود. به عنوان مثال زمانی که زنی از شوهرش می ترسد و مرد احساس بهتری پیدا می کند. چنین رابطه ای به احتمال زیاد نیاز به اصلاحات اساسی دارد.

برگرفته از کتاب زوج درمانی شناختی رفتاری پیشرفته

نوشته اپسین و باکوم

ترجمه نینا جمشید نژاد

انتشارات ارجمند

مرکز مشاوره آرامش ماندگار

شماره تماس: ۰۵۱۳۸۴۷۰۲۸۷

آدرس: مشهد، احمدآباد، بعثت ۴، طالقانی ۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *